اميرعلياميرعلي، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 12 روز سن داره

دنياي اميرعلي جان

اميرعلي از زبان مربي مهد(خاله مريم)

اميرعلي جون از وقتي رفته مهد خيلي پسرخوبي شده خوب بود عاليتر شده مهارتهاي اميرعلي جون در مهدكودك 1-خيلي پسرآرام وحرف گوش كني هستش به حرف خاله مريم گوش ميده 2-عاشق نقاشي كشيدن و تزئين كردن وكاردستي هستش 3-زبان انگليسيش خيلي خوب شده 4-چشم چشم دوابرو و گردي و سه گوش رو ياد گرفته 5-غذاش خيلي خوب ميخوره 6-از همه مهمتر شيرش رو ميخوره كه قبلا نميخورد 7-هروقت مياد خونه سلام واحوالپرسي ميكنه 8-مدام به ماماني وبابايي ميگه سلام ، قربونت برم -شب خير 9-دوست يابي يادگرفته به دوستاش خيلي اهميت ميده بدون اونا چيزي نميخوره هرچي داره تقسيم ميكنه ...
29 دی 1392

اميرعلي وگردش

اين هم درياي خليج نايبند عسلويه من عاشق دريام وهمش آب بازي وماسه بازي رو دوست دارم ازبس خليج نايبند دوست دارم جا به زيادي رفتم زير كنار خار درخت كنار توي لباسم گير كردماماني بجاي اينكه مرا بياره بيرون ازم عكس گرفت بابايي بيشتر از من پفك رو دوست داره دورزمونه عوض شده بابام به اسم من پفك ميگيره خودش ميگيره اينجاهم روستاي كلات است بعداز بارون يه هفته پيش ...
26 دی 1392

اميرعلي مسافرت به آقا امام رضا(ع)مشهد مقدس

اي واي اون پايين چقدر هم چيز رو ريز مبينم ماماني اين جيه سرنشستن روي صندلي كنار پنجره با ماماني دعوا داشتيم بالاخره تونستم ماماني رو راضي كنم روي صندلي كنار پنجره بنشينم ادامه رو داشته باشين چقدر اون پايين قشنگه اين هم هتل پارميدا مشهدمقدس واي بچه ها بعد از يك ساعت نيم پرواز خسته شده بودم اخه توي همكاراي بابايي و ماماني بچه نداشتند كه باهاشون بازي كنم اين هم آكواريوم هتل پارميدا از بس عاشق ماهي و آبم همش جام اينجابود بيخيال غذا خوردن شده بودم واي اخ اخ چقدر سردم شده ولي از عشق اقا امام رضا تحمل ميكنم اين هم آرامگاه فردوسي هستش در توس سفلي در مشهد مقدس اين بابا و مامان من هم عاشق آث...
24 آذر 1392

امیرعلی درمسافرت به کرمانشاه وهمدان

اینجا غارعلیصدر هستش در استان همدان بزرگترین غارآبی جهان در ایران این هم پل زمانخانی هستش آبشار شهرکرد هستش تعجب نکنید خیلی خسته شده بودم پل زمانخانی هستم مامانی من رو با یه بادکنک سرگرم کرد   ...
24 آذر 1392

اميرعلي جون ورفتارش

عاشق باباجونم هستم هر كاري وهر اتقاقي توي خونه بيفته به باباجونم ميگم وجديداً ميرم پاي تلفن وشماره بابايي رو ميگيرم تلفني اطلاع رساني مي كنم. از جمله بازي هاي دوست داشتني من سواري گرفتن از باباجونم مي باشد هر وقت كه بابايي بياد خونه با همديگه بازي ميكنيم. هر كس كه يه ذره موهاي سرش ريخته فورا بهش ميگم كچل وقتي توي فايل ازم ميپرسند بابات كجاست فورا ميگم نيست رفته گچساران يه مدتي است عاشق خوردن ماست وخرما هستم و الان كه تابستون هست شربت خاكشير رو خيلي دوست دارم. هركس مرا اذيت كنه بهش ميگم بابات بهت ميزنه و ديگه دوستت ندارم. ...
17 ارديبهشت 1392

خصوصيات رفتاري اميرعلي در دوسال7ماهگي

پسري فوق العاده احساساتي و زودرنج عاشق بچه ها وبازي كردن با آنها عاشق هندوانه بهش ميگم خندونه عاشق طالبي  عاشق بستني دائم در حال سوال كردن مي باشد همش ميگه اين چيه ، چكار ميكنه هر كس توي كوچه وخيابون ماشين ببينه دستش بلند ميكنه ميگه عمو سلام به بابام ميگم باباجونم و مامان جونم . سريع متوجه تغييرات خونه و اطرافيانم ميشم حيوانات مخصوصا بوقلمون وخروس و گوساله رو خيلي خيلي دوست دارم. رنگهاي سبز آبي قرمز و صورتي و زرد رو با نام انگليسي آنها تشخيص ميدم دوستت دارم جديدا با زبان انگليسي تلفظ ميكنم ILIK YOU لباساهم خودم انتخاب ميكنم عاشق ماشين سواري به پروانه هم ميگم تروانه آب بازي رو خيلي دوستت دارم   ...
15 ارديبهشت 1392

اميرعلي وفروردين 92

    عاشق دريا و مخصوصا ماسه بادي هستم توي عيدنوروز 92مرتب با بابايي وماماني مي رفتيم دريا خيلي بهم خوش گذشت جاتون خلي اينجا رفتيم بالاي كلات جاي باحالي بود ولي هوا خيلي گرم بود اينقدر شيطنت كردم كه ماماني خيلي از دستم عصباني شد ديگه بي خيالم شد و اين باعث شد كه راحت برم واسه خودم به اطراف سربزنم سيزده بدر امسال سال92 رفته بودم شهر باباجونم(گچساران ) اينجا هم داريم با پسرعمه ام صبحانه ميخوريم از اونجايي كه من تخم مرغ خيلي دوست دارم باعث شد با پسرعمه ام سبحان دعوايم بشه سرتخم مرغ خوردن خدا بخير كنه بين ما هميشه دعوا ميشه و بعد از يه ثانيه با همديگه دوستيم. بالاخره بعد از صبحانه خوردن و يك خاك با...
15 ارديبهشت 1392